گالری مدل لباس مجلسی 2016

ساخت وبلاگ خرفه ای با اذین بلاگ

ღ♥ღ من و تنهاییهام...ღ♥ღ - مطالب شهریور 1394



تاریخ : سه شنبه 31 شهریور 1394 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات


 اگه به یــــــه نفر قول دادے باهــــــاش بمونے ...

 

دیگه حق ندارے چراغ امیــــــد دلشو خــــــاموش کنے ...

رو حرفــــــت باش و عاشقش بــــــاش...

مطمــــــئن باش دنیــــــاشو به پات میــــــریزه...





تاریخ : دوشنبه 30 شهریور 1394 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات


از مردی عاشــــق پرسیدند :«عاشـــــق چه هستی؟»
 
گفت:«خـــدا»

  گفتند:«چرا؟»

ادامه مطلب

تاریخ : سه شنبه 24 شهریور 1394 | 08:47 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات


 

جملات عاشقانه بسیار زیبا

Very nice romantic phrases

یک فلاسک چای و یک رودخانه که اعتماد به نفسش از دریا بیشتر است

و تنها یک دوربین ، تنها برای اینکه گرفته باشمت یک سکانس در آغوشم

اینست تمام دغدغه های مردی که از وصیت کردن بدش می آید





تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات


نامه ای از یک پدر به دخترش.....


دخترکم:


برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ....



ادامه مطلب

تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات


وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت
التماس رو تو چشام دید و رفت
با تمام خوبی هام اون بی وفا
رنگ غم تو چشام پاشید و رفت

ادامه مطلب

تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات


پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد .

او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند

اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند



ادامه مطلب

تاریخ : جمعه 20 شهریور 1394 | 09:10 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات
دکتر الهی قمشه ای:
 
تاحالا دندونپزشکی رفتین؟؟؟
اول دکتر چند تا سوزن میزنه تو لثه تون،
بعد اون مته رو میگیره دستش...
بعضی وقتا از شدت درد دسته های صندلی رو محکم فشار میدیم و اشک تو چشمامون جمع میشه...
چرا نمیزنین تو گوشش؟ 
چرا داد و هوار نمی کنید؟ 
این همه درد رو تحمل کردید،
این همه سوزن و آمپول و مته و انبر و ...
خوب اعتراض کنید بهش! 
چرا اعتراض نمی کنید؟
تازه کلی هم ازش تشکر میکنیم و میخوایم بیایم بیرون میگیم:
آقای دکتر ببخشید وقت بعدی کی هستش؟!
نمی خوای خدا رو اندازه یه"دندونپزشک" قبول داشته باشی...؟؟
به دکتر اعتراض نمی کنیم چون می دونیم این درد فلسفه داره و منجر به بهبود میشه،
میدونیم یه حکمتی داره،
خوب خدا هم حکیمه...
اصلا قبلا هم به دکتر می گفتند حکیم...
یعنی کارهای او از روی حکمت است.
وقتی درد و رنجی رو تو زندگی ما فرستاد،
ازش تشکر کنیم،
بگیم نوبت بعدی کی هستش؟
رنج بعدی؟
به من بگو مدرک خدا رو قبول نداری؟؟؟
حتی قد یه"دندون پزشک"؟؟؟
یادت نره اون خیــلی وقته خداست...



تاریخ : یکشنبه 15 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات

خسته شدم از زندگی

خسته شدم از روزگار

خسته شدم از شب و روز

از سرنوشت بی بهار

خسته شدم از همه چیز

خسته شدم از همه کس

خسته شدم از آسمون

خسته شدم از این قفس

خسته شدم از آدما

از آدمای بی وفا

خسته از این همه فریب

خسته از این همه ریا




برچسب ها : خسته شدم از زندگی....،


تاریخ : شنبه 14 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات



تاریخ : جمعه 13 شهریور 1394 | 12:34 ب.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات


همه جا هستی
در نوشته هایم
در خیالم
در دنیایم
تنها جایی که باید باشی و ندارمت ، کنارم است !




تاریخ : پنجشنبه 12 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات

ادامه مطلب

تاریخ : چهارشنبه 11 شهریور 1394 | 09:10 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات

ادامه مطلب

تاریخ : سه شنبه 10 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات

ادامه مطلب

تاریخ : دوشنبه 9 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات


نفسم تویی

میان هر نفسی که میکشم , همهمه ای است

از همه پنهان , اما از تو چه پنهان؟

میان هر نفسی که میکشم, تو هستی

که می کشم تو را , که می کشی مرا





تاریخ : یکشنبه 8 شهریور 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : مهربون | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

سایت عاشقانه کافه بارانی

آذ پیک | عکس و اخبار هنرمندان

ابزار های عاشقانه برای وبلاگ

کد زیبا سازی لینک ها

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic